عکس خبرگزاری رویترز از روبوسی رحیمی و شیخ ناصر الاحمد الصباح نخست وزیر کویت در مراسم استقبال

عتراضات مراجع تقلید به رهبر، دولت کودتایی و سرکوب وحشیانه مردم پس از انتخابات:
همصدایی مراجع تقلید با اکثریت مردم و روزهای سخت برای آقای "رئیسجمهور"
موضعگیری مراجع تقلید شیعه قم و عراق در برابر دولت کودتایی احمدینژاد و حوادث بعد از انتخابات یکی از صفآرایی بیسابقه نهاد مرجعیت در برابر نهاد قدرت سیاسی حاکم و در راس آن شخص رهبری در طی سی سال پس از انقلاب اتفاقی نادر و بیسابقه بوده است. نهاد مرجعیت دینی در ایران به عنوان یکی از نهادهای اجتماعی اثرگذار بر جامعه و فرهنگ ایرانی در طول سی سال اخیر تقریبا در هیچ دورهای بعد از انقلاب اینسان گسترده و همهجانبه در مقابل دولت و شخص اول حکومت صفآرایی نکرده بود. اما آنچه در تابستان ۸۸ بر ملت ایران رفت چیزی نبود که مراجع بتوانند در مقابل آن سکوت کنند. این موضعگیریها همچنان ادامه دارد و در تازهترین آنان آیتالله صانعی در دیدار با اعضای انجمن اسلامی دانشگاه هنر با انتقاد صریح از دروغزنیهای دولت کودتا گفت: اگر امروز عدهای دروغگویی را هنر خود میدانند، عدهای هم هستند که در مقابل هنرشان مبارزه است.آنچه در پی میآید گزارشی است مختصر از موضعگیریهای مراجع دینی که طی ۵ ماه اخیر درباره نحوه مدیریت کشور توسط رهبری و دولت مورد تاییدش ابراز کردهاند:
به رسمیت نشناختن ددولت کودتا با نفرستادن پیام تبریک:
پیش از این انتخابات فرمایشی ۸۸، مراجع
تقلید ایران همواره به صورت تشریفاتی برگزیده شدن رئیسجمهور منتخب مردم
را در پیامهای تبریک جداگانهای، به وی و مردم ایران تبریک میگفتند.
انتخابات ۸۸ اولین سالی بود که تقریبا هیچ یک از مراجع تقلید به جز یک نفر
حاضر نشدند به رئیسجمهور مورد تایید رهبر تبریک بگویند. تنها کسی که از
میان مراجع تقلید حاضر شد احمدینژاد را به عنوان رئیسجمهور کشور به
رسمیت بشناسد نوری همدانی بود که البته او نیز پس از انتشار پیام تبریک و
زمانی که دریافت هیچ یک از علمای قم حاضر به فرستادن پیام تبریک و
پذیرفتن احمدینژاد برای دیدار نشدهاند با حالت پشیمانی گفت: «نزدیکان
دولت با بیان اینکه چند تن دیگر از مراجع نیز قصد صدور پیام تبریک دارند و
بهتر است شما اولین نفر باشید، از من پیام تبریک گرفتهاند».
کودتاگران
که به دنبال کسب مشروعیت از دست رفته خود بودند تلاش کردند با انتشار
اخبار کذب، پیامهای تبریک دروغینی را به مراجع تقلید نسبت دهند. آیتالله
مکارم شیرازی از جمله مراجعی بود که در مقابل دروغپردازیهای مکرر
کودتاگران مبنی بر صدور پیام تبریک به احمدینژاد به شدت واکنش نشان داد و
دفترش با انتشار بیانیهای اعلام کرد: «آقا
به احمدینژاد تبریک نگفتهاند و نخواهد گفتاینها هم اکاذیب کسانی است که
تا الان فشار میآوردند و الان مجبور شدهاند به دروغپردازی.»
انتقادات صریح وبیپرده مراجع تقلید از رئیس نامشروع دولت کودتا و سرکوبهای پس از انتخابات:
بسیاری از مراجع تقلید پس از کودتای ۲۲
خرداد نسبت به رواج بیاخلاقی در دستگاه قدرت انتقاد کردند و بارها از سوی
رسانههای کودتاچیان مورد هجمه قرار گرفتند. آیتالله منتظری، مرجع تقلید
شجاع شیعیان، بارها در بیانیههایی مفصل و جداگانه از برخوردهای «تند و
انقلابی» سردمداران حکومتی شدیدا انتقاد کرد. وی بارها با اشاره به
سوابق خود «در مبارزات علیه رژیم گذشته و برقراری جمهوری اسلامی»، با
ابراز تأسف و ناراحتی از برخوردهای صورت گرفته با مردم بعد از انتخابات
اعلام کرد که در برابر مردم احساس شرمندگی میکند و تأکید نمود که «اسلام
و سیره نبوی و منش علوی» با رفتار حاکمان فعلی تفاوتی آشکار دارد. او همچنین اعلام کرد که نتایج انتخابات با هیچ عقل سلیمی پذیرفتنی نیست.
آیتالله طاهری اصفهانی نیز طی بیانیهای،
تصدی رئیس مجدد رئیس دولت را « نامشروع و غاصبانه» دانستند. ایشان در
بیانیه خود ضمن نقد عملکرد رهبری در حمایت از کاندیدایی خاص نوشتند: «این
روزها مشاهده میشود که با تقطیع بعضی از فرمایشات امام که به نفع اقدامات
و برنامه های خود تشخیص می دهند، سعی دارند پشت این چهره ملکوتی سنگر
گرفته و اعمال و رفتار خود را با معترضان توجیه نمایند. من برای تنویر
افکار عمومی به صراحت اعلام می کنم این روش ها ادامه همان استفاده ابزاری
از دین و مقدسات و تطهیر خودشان در هاله های مقدس و خارج کردن مخالفان از
دائره امام و بدبین کردن جوانان به دین و امام اتفاق می افتد. آیا امام
معتقد بود کسانی که باید در انتخابات بی طرف باشند، رسما وارد حمایت علنی
از کاندیدای خاصی بشوند؟» ایشان همچنین در نامهای به مناسبت فرارسیدن عید فطر خطاب به آیت الله منتظری بر لزوم تحت فشار قرار دادن حکومت جهت اصلاح عملکرد ناصواب خود تاکید کردند.
آیتالله صانعی نیز در بیانیههای خود
رفتار ددمنشانه نیروهای نظامی و شبه نظامی حامی کودتا با مردم و نیز
اعترافات برخی از زندانیان سیاسی تحت فشار را شدیدا محکوم نمود و استقامت
را تنها شرط پیروزی مردم دانست. آیتالله صانعی و آیتالله منتظری از جمله
مراجعی بودند که در تمام طول این مدت استوار و مستمر در کنار خانوادههای
زندانیان سیاسی ایستادند، به نامههای انان پاسخ دادند، به دردل آنان گوش
فرادادند و در انتقاد از اعمال زشت کودتاگران حقیقت را بر مصلحت ترجیح
دادند و سکوت و تقیه را بر خویش حرام کردند. ایشان همچنین بارها با انتقاد
شدید از اعترافگیریها و دادگاههای نمایشی، به اعترافگیران نسبت به
عقوبت اعمالشان هشدار دادند.
آيت الله مکارم شيرازي نیز در مـراسم شب ميـلاد امام زمان (عج) در حـرم رضوی از گسترش دروغ پردازي و شايعه سازي در جامعه انتقاد کرد و گفت: «امروز
نه تنها دروغ و شايعه سازي در کشور زياد شده بلکه افراد دروغ پذير هم
بسيار شده اند. در سايتها دروغها، تهمتها و شايعههاي نارواي فراواني
به افراد نسبت مي دهند. آیتالله مکارم شیرازی اخیرا نیز طی یک سخنرانی از
تنشها و تفرقه میان مردم که حاصل بیتدبیریهای کودتاگران است به شدت
انتقاد کرد و گفت: « من نه نگران حمله خارجیها و نه نگران پیامدهای
هدفمند کردن یارانهها هستم، بلکه نگرانی من از تنشهای داخلی است که اگر
رفع شود بقیه مشکلات قابل حل است.»
آیتالله جوادی آملی نیز که
بارها پیش از این از بیاخلاقی و دروغ زنیهای احمدینژاد تلویحا انتقاد
کرده بود اخیرا با تاکید بر این نکته که « اگر اخلاق غیرالهی باشد و از
رسوم، آداب، عادت و فرهنگ عمومی گرفته شود، جز سلیقههای شخصی است و
جاودانه نخواهد بود» از بیاخلاقیهای کودتاگران انتقاد کرد.
وی با اشاره به اهمیت مسئله اخلاق، گفت: اهمیت مسئله اخلاق این است اگر
کسی پیرو اخلاق الهی نباشد، در هر درجهای که باشد، احتمال خطر برای او
وجود و کسانی که متخلق به اخلاق الهی نبودند اما سرمایههای علمی و
غیرعلمی داشتند، به هلاکت ابدی رسیدند.
آیتالله صافی گلپایگانی،
سیستانی، طاهری اصفهانی، موسوی اردبیلی، شبیری زنجانی و دستغیب در
پیامهای خصوصی و بیانیههایی ضرب و شتم مردم بیدفاع و شکنجهها و
اعترافات صورت گرفته را به شدت محکوم کردند و از نحوه عملکرد رسانههای
جمعی در خصوص نشر اخبار انتقاد کردند.
آیتالله دستغیب در نامه خود به رئیس مجلس خبرگان رهبری، هاشمی
رفسنجانی نوشت: «شما پیشنهادهای خوبی برای التیام نسبی دردهای مردم دادید،
آزادی همهی زندانیان ، دلجوئی از آنها و خانواده آنها و اینکه بتوانند
آزادانه حرف منطقی خود را بزنند و همچنین رسانه های جمعی قضاوت یکطرفه
نداشته باشند.
آیتالله سیستانی که بیش از هر چیز، نسبت به
سرکوبهای اخیر در ایران معترض بود نیز این اعتراض را از طریق آقای
شهرستانی، نمایندهی خود در ایران، به مراجع و نیز برخی از مقامات نظام منتقل کرد و گفت:
«با فجایع بعد از انتخابات، سؤالات جدی میان مراجع تقلید ایجاد شده است که
دیدارهای آنان برای بررسی وضعیت جاری کشور و یافتن پاسخ این سؤالهاست.»
آیتالله شبیری زنجانی نیز در دیداری که با آیتالله صافی گلپایگانی داشت
از کشتار مردم شدیدا ابراز نگرانی کرد و از فرط ناراحتی به گریه افتاد. این مرجع تقلید که از ناراضیترین فقهای شیعه نسبت به وقایع اخیر بود.
همچنین آیتالله دکتر سید مصطفی محقق داماد
از فقها و حقوقدانان برجسته کشور و از مدیران عالیرتبه قضایی دوران امام
در نامه تندی خطای به آیتالله هاشمی شاهرودی تلویحاً از نارضایتی
آیتالله العظمی سیستانی نسبت به محاکمات نمایشی اخیر خبر داد و از قول
زعیم حوزه نجف نوشت «این دادگاه، ننگ قضای اسلامی است»
صفآرایی مراجع و علمای دینی در برابر رهبر:
آنچه در ماجرای اعلام
روز عید فطر امسال روی داد، شاید بزرگترین چالشی بود که به لحاظ دینی در
تقابل با مشروعیت رهبر کنونی ایران قرار میگیرد. عمیقتر شدن فاصله میان
مراجع دینی و روحانیت حکومتی این بار فقط به دو یا سه چهره شناخته شده
مانند آیتالله منتظری، آیتالله صانعی، آیتالله بیات زنجانی و یا
آیتالله صافی گلپایگانی محدود نشد. دایره این اختلاف بسیار وسیعتر و
گسترده تر از پیش شد و طیف سنتی مرجعیت را هم در بر گرفت. تقریبا بلااستثنا (جز
فرزند مرحوم آیتالله فاضل که بیت ایشان را اداره میکند) هیچ کدام از
مراجع تقلید نظر رهبر را مبنی بر عید بودن روز یکشنبه نپذیرفتند. با این
حال صداوسیما بدون این که به روی خودش بیاورد که فقط کسر کوچکی از
ایرانیان مقلد آقای خامنهای هستند، این روز را عید اعلام کرد.
آیتالله
حسینعلی منتظری، آیتالله سیستانی، آیتالله یوسف صانعی، آیت الله مکارم
شیرازی، آیتالله اسحاق فیاض- ساکن نجف، آیتالله علی صافی گلپایگانی (
وارث فقهی آیتالله بهجت)، آیتالله بشیر نجفی - ساکن نجف، آیتالله وحید
خراسانی ( پدر همسر شیخ صادق لاریجانی)، آیتالله سید صادق شیرازی، آیت
الله حسین مظاهری،، آیتالله محمدتقی مدرسی، آیتالله سید محمدسعید حکیم،
آیتالله سید عبدالکریم موسوي اردبيلی، آیت الله بیات زنجانی و حتی
آیتالله حسین نوری همدانی همگی بر خلاف نظر فقهی رهبر که یکشنبه را عید
فطر اعلام کرده بود، روز دوشنبه را عید دانستند.
البته رهبر در
سخنان خود چند روز پس از روز عید فطر این مساله را یک اختلاف نظر فقهی
تعبیر کرد و هر گونه شبههای در مورد اختلاف نظر سیاسی مراجع قم و نجف با
خود را مردود دانست. این در حالی بود که جمعی از مراجع تقلید، پیش از این
بارها صراحتا شخص رهبر و سیاستهای مورد تایید وی را به شدت مورد انتقاد
قرار داده بودند و نامگذاری روز عید فطر علیرغم نظر اکثریت مراجع را
تعبیر به تکروی و سیاسیسازی دین تعبیر کرده بودند. همچنین تعدادی از
علمای مشهد، قم و اصفهان در نامهای سرگشاده، شایستگی
رهبر برای باقی مانده در این پست خطیر را زیر سوال برده بودند. برای اولین
بار در تاریخ سیساله انقلاب بود که نامههایی از این دست به امضای
حوزویان میرسید.
افزایش فشارها و تهدیدها بر مراجع پس از بالاگرفتن انتقادها:
پس از بالاگرفتن انتقادات مراجع و علمای
دین بر نحوه عملکرد رهبر و رویدادهای تلخ پس از انتخابات، کودتاگران فشار
و تهدید بر بیت مراجع را افزایش دادند. به طور مثال آیت الله منتظری به
دلیل فشارهای وارده از سوی کودتاگران از اقامه نماز عید فطر باز ماند. سه نوه و همسر یکی از نوه های ایشان نیز در حوادث پس از انتخابات مدتی در بازداشت به سر میبردند.
آیتالله
صانعی نیز از این فشارها در امان نماند. پس از اظهارات صریح آیتالله
صانعی علیه برخی اقدامات انجام شده پس از انتخابات، برخی رسانههای حامی
کودتا دراقدامی ناشیانه و در تلاش برای مظلومنمایی مدعی شدند که آیتالله
صانعی به رئیس دولت کودتا توهین کرده است. گروه قاسم روانبخش طرح یک
راهپیمایی علیه این مرجع عالیقدر را در ضلع جنوبی حرم حضرت فاطمه
معصومه(س) ریختند که البته در انجام این طرح ناکام ماندند. همچنین مسئولان
نمایشگاه قرآن از فروش رساله مربوط به آیتالله صانعی در این نمایشگاه
جلوگیری کردند. در حالی که گروه ویژه بازرسی مستقر در نمایشگاه، در
سالهای گذشته فقط فروش کتابهای تخیلی، ترسناک، شیطانی، عالم برزخ و
کتابهایی از این نوع را که دارای جلد مناسب نبودند، ممنوع کرده بود؛ اما
امسال به غرفه هایی که رساله توضیح المسائل آیتالله صانعی را در معرض
دید عموم قرار میدهند، تذکر میداد!.
آیتالله
دستغیب، نماینده استان فارس در مجلس خبرگان نیز به دنبال سخنرانی
انتقادآمیز خود از رهبری و کودتاگران و اعتراض به بی تفاوتی این مجلس در
قبال جنایات و فجایع پس از انتخابات و همچنین پیشنهاد برای دعوت مجلس
خبرگان از میرحسین موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی برای سخنرانی، تهدید به
حذف از مجلس خبرگان شد.
پشتیبانی مرجعیت از خواست اکثریت ملت ایران و تداوم نارضایتیها :
نهاد مرجعیت در حوادث تلخ پس از انتخابات
با حمایتها و پشتیبانیهای خود از مردم که در غالب انتشار بیانیهها،
دیدار با خانواده زندانیان سیاسی و آسیبدیدگان پس از انتخابات و دلجویی
از آنان و نیز سخنرانیهای اعتراضآمیز صورت گرفت، نقشی تاریخی ایفا
کردند. آنان با رد صلاحیت و به رسمیت نشناختن احمدینژاد حکم تنفیذ وی که
توسط رهبرکه دست بر قضا خود را مرجع تقلید هم میداند، امضا شده بود، در
حقیقت صلاحیت این انتصاب را زیر سوال بردند.
این اعتراضات پایان
نیافته است و هنوز مراجع تقلید در کنار مردم معترض به نتایج انتخابات و
خشونتطلبیهای سرکوبگران ایستادهاند. آیتالله صانعی در دیداری که دیروز
با اعضای انجمن اسلامی دانشگاه هنر داشت بر این حمایت پافشاری کرد و گفت:
"امروز بزرگترین مصیبتی که ما با آن روبرو هستیم دروغگویی است، متأسفانه
عمل و گفتار برخیها دروغ شده است و طوری هم دروغ میگویند که اصلاً باکی
ندارند که دیروز خلاف این را گفته اند. دروغگویی خصلت آدمهای ستمگر است،
آنها وقتی میبینند که زیر پایشان دارد خالی میشود تن به دروغ میدهند و
متوسل به دروغ میشوند."
چندی پیش نیز آیتالله منتظری در پاسخ
به سوالات موج سبز آزادی درباره واقعه ۱۳ آبان ضمن اعلام پشتبانی مجدد خود
از جنبش سبز مردم ایران، اعلام کردند «استكبار ستيزى جز با تحصيل حمايت مردم و تحقق آزادى قلم و بيان عملى نخواهد شد.»
این
اعتراض و ایستادگی نهاد مرجعیت در مقابل قانون شکنیها و بیاخلاقیهای
حکومتگران نامشروع را که از پیامدهای مبارک جنبش سبز مقاومت مردم ایران
است باید به فال نیک گرفت. به نظر میرسد در چهار سال آتی، دولت کودتایی
احمدینژاد روزهای سختی را در برقراری و استحکام پایههای لرزان حکومتش از
طریق رویآوردن به نهاد مرجعیت پیش رو داشته باشد.
آقای
کروبی در ادامه گفت: «من هم اگر خود را جای حکومت بگذارم، اصلا توجیه
نمیشوم که چرا باید چنین رفتاری با مردم صورت بگیرد. عمری ازمن گذشته،
حداقل 15 سال با رژیم پهلوی رسما مبارزه کردم. البته من در این راه، سرباز
کوچکی بودم. اما تظاهرات دیدم، راهپیمایی دیدم، زندان و فرار کشیدم. یادم
میآید حدود سال 41 بود که نهضت آزادی اوج گرفتهبود. آنزمان هم چنین
تظاهراتی در تهران و جلوی دانشگاه انجام میشد. دانشجویان شعار میدادند،
پلیس هم میآمد و متفرق میکرد. چنین برخوردهایی نبود. من اعلام کردم که
روز 13آبان میآیم. ولی هرجا هم مصاحبه کردم، گفتم که مواظب باشید که طوری
رفتار کنید که به کل نظام برنخورد و از روز قبل هم پیغامهایی آمد که در
مراسم شرکت نکنید. بنا است با شما برخورد شود و صبح روز حرکت هم نامهای
ارسال شد از یک سازمان امنیتی، مبنی بر اینکه گروه تروریستی ریگی قصد
انجام عملیات انتحاری را دارند بدین جهت به محافظین گفتم هرکس مایل نیست و
احساس خطر میکند، مرا همراهی نکند. ولی من بهخاطر عهدی که با مردم
مبنیبر شرکت در مراسم کردهام، باید حضورپیداکنم.»
آقای موسوی افزود: «شعارهای ساختارشکنانه، اغلب متاثر از خشونت نیروهای
امنیتی است که با ناجوانمردی به پیر و جوان و زن و مرد، حمله میکنند.
مخصوصا حمله به زنان، اوج شکستن سنتهای مرسوم جامعه ماست.» موسوی گفت:
«راهسبز، سرکوب را محکوم میکند و خود هم گرفتار خشونت نخواهد شد. همه
مردم متوجه هستند که سلاح ما، شعارهای مسالمتآمیز و عقلانی ماست. اگرچه
دراین راه دچار خسارت هم بشویم. ما اجرای بدون تنازل قانون اساسی را
میخواهیم. ما آزادی زندانیان سیاسی را میخواهیم. ما تضمین انتخاباتهای
سالم را میخواهیم. ما تامین آزادیهای مطبوعات و رسانهها و آزادی عقیده
و بیان را میخواهیم. اسلام دین منطق است. دین شکستن قلمها و بستن فلهای
روزنامهها نیست. مردم ما تجربه تاریخی نصب گل به سر تفنگها را دارند.
امروز هم گرچه مورد حمله قرار میگیرند، میدانند که قدرت عقل و مسالمت،
بر قدرت سلاحهای گوناگون غلبه خواهد کرد.»
>>> ادامه مطلب <<<
حاشیه ای بر اظهارات رییس دولت كودتا درباره مترو
به گزارش خبرنگار "تابناک"، در حالی رئیس جمهور از بازگرداندن مدیریت مترو به دولت و انتخاب مدیر برای آن خبر داد که در 4 سال گذشته و در دوره فعالیت شورای شهر سوم تهران و مدیریت جدید شهرداری ، بیش از 30 کیلومتر مترو راهاندازی شده و حدود 12 کیلومتر دیگر در دست راهاندازی است، با این حال دکتر احمدینژاد، عملکرد راهآهن شهری تهران در 4 سال گذشته را ضعیف ارزیابی کرده و این در حالی است که در 14 کلانشهر و شهر بزرگ دیگر، که دولت مسئول احداث راهآهن شهری بوده، طی 4 سال گذشته پیشرفت چندانی در پروژههایی که در دست دولت بوده حاصل نشده و هیچ یک از این پروزه ها به بهرهبرداری نرسیده است.
برای نمونه، در راهآهن شهری مشهد با وجود آنکه در ابتدای دولت نهم عملیات ساختمانی احداث متروی مشهد به پایان رسیده، طی 4 سال گذشته با وجود آنکه استاندار منصوب دولت، مدیریت عالی این پروژه را بر عهده داشته، دولت نهم بازهم نتوانسته با خریداری واگن برای متروی مشهد، آن را راهاندازی کند. مشابه این شرایط در متروهای اصفهان، شیراز، تبریز و اهواز نیز حاکم بوده و با وجود وعدههای داده شده، تا کنون هیچیک از این پروژهها به بهرهبرداری نرسیده است. اما در همین زمان در تهران تعداد ایستگاههای در حال بهرهبرداری که در سال 1384، 36 عدد بود به 68 عدد یعنی حدود دو برابر رسیده است.
از سوی دیگر، آمار و ارقامی که از سوي رئيسجمهور در این برنامه درباره پرداختهاي دولت به مترو اعلام شد، از افزايش 140 درصدي پرداخت اعتبار به مترو نسبت به دولتهاي گذشته حكايت داشت.
رئيسجمهور در تهران بیست، اعلام كرد: بودجه پرداخت شده به مترو تهران در چهار سال گذشته، بيش از 700 ميليارد تومان و مجموع بودجه پرداخت شده به وسيله دولتهاي قبلي تنها صد ميليارد تومان بوده است. اينها در حالي است كه آمارهاي رسمي و گزارشهاي قانوني از نتايج متفاوتي خبر ميدهند.
مجموع اعتبارات ارزي پرداختشده به مترو تهران از سوي دولتهاي گذشته، 1.6 ميليارد دلار بوده و همچنين 300 ميليارد تومان نيز به صورت مشاركت مدني پرداخت شده و صد ميليون دلار نيز فرآوردههاي نفتي براي تأمين بودجه، در اختيار مترو تهران گذاشته شده است كه مجموع اين مبالغ با توجه به نرخ تورم و ارزش امروزی پول، بيش از سه هزار ميليارد تومان است.
از سوي ديگر، درآمد ارزي دولت نهم در چهار سال، معادل 330 ميليارد دلار بوده كه اين رقم به اندازه درآمد ارزي 20 سال كشور از سال 1360 تا 1380 است. به عبارت ديگر، در حالي كه دولت به اندازه 20 سال درآمد ارزي داشته است، تنها يك چهارم بودجه دولتهاي گذشته به مترو تهران پرداخت كرده است.
با این اوصاف به نظر می رسد دولت می تواند برای اثبات کارآمد تر بودن مدیریتش بر قطارهای شهری، ضمن ارائه گزارشی از روند پیشرفت پروژه های راه اندازی مترو در دیگر کلان شهرهای کشور که مدیریت آن نیز در اختیار دولت است بر این ادعای خود صحه بگذارد و یا در خصوص نگاهش به موضوع مترو تهران بازنگری نماید
پ.ن: رئيس جمهور = رئيس دولت كودتا
رئیس مجلس ایران به عراق سفر کرد

لاریجانی: عجب صندلی جالبی آدم توش گم می شه!
احمدی نژاد به ترکیه رفت

ثمره: وای خدا رحم کنه بازم دکتر می ره و اسفندیار می شه همه کاره!
مشایی: به به بازم می شم خودم و خودم و خودم!!
برای احسان فتاحیان که امروز اعدام شد/ شعر وارده
رضا راد
میان قوم نامردان
قضاوت، مرگ انسانهاست
قضاوت، کشتن و اعدام احسان هاست
در این میهن
ز فرط غصه ها دیگر مرا لبخند می آید
نمی دانم چه باید گفت
از این نامردمی ها، من زبانم بند می آید
رفیق روزهای سبز پاییزی
بیا با من بر این بیداد ها فریاد کن، فریاد
اگر این است معنای قضاوت
درد و نفرین بر قضاوت باد
چرا این قصه هر جایش غم آلود است
خداوندا کجای دفتر عشقت
قضاوت، مرگ بهنود است
بیا دستم به دامانت
گلستان میشود آتش ز فرمانت
میان بهت نامردان
در این شبها، دل ما گشته مهمانت
نگیر احسان میهن را
سزای این کبوتر، حکم دارش نیست
به فکر جنگ با پروردگارش نیست
خداوندا کسانی با تو در جنگند
که میگیرند جان مردم ما را
نمی بینند فردا را
ولی ما در نگاهت دیده ایم این را
بت سنگی شبی از قصه ها گم میشود آخر
تمام خاک ایران سهم مردم میشود آخر
بازداشتگاه «خورین ورامین» یا شعبه دیگر «کشتارگاه کهریزک»؟
پس از آنکه در تیرماه ۸۸ جنازهی محسن روح الامینی که پدرش از نزدیکان رهبر است با دهان خرد شده به خانوادهاش تحویل داده شد، رهبر علنا در دستوری خواهان تعطیلی زندان و مجازات کسانی شد که از حدود قانونی (!) خود ، پا را فرا گذاشته اند. پس از محسن روح الامینی مشخص شد که سه کشتهی دیگر به نامهای کامرانی و جوادی فر و آقازاده قهرمانی هم که در جریان اعتراضات پس از کودتای ۲۲ خرداد دستگیر شده بودند، در میان کشته شدگان آشکار شد. علاوه بر کشته شدن چهار نفر در کمپ کهریزک، عدهای از آزادشدگانی که دوران بازداشت خود را در کهریزک گذرانده بودند به عنوان شاهدان عینی و زنده به شرح وقایع و شکنجههایی که گاها خود در معرض آن قرار گرفته بودند لب گشودند. این شاهدان عینی وجود شکنجههای جسمی غیرمتعارف، قرار گرفتن حدود 900 نفر در سوله های 200 نفری، عریان نمودن زندانیان زن و پاشیدن آب بر روی آنها و سپس با کابل و شلنگ و شوکر مورد ضرب و شتم و شوک الکتریکی قرار دادن آنان ، نگهداری زندانیان در کنار افراد معتاد به کراک که بدنهای متعفن و کبود شده داشتنند و در کنار تمام اینها تغذیه بسیار نامناسب از جمله خوردن دو سیب زمینی در روز و نوشیدن آب از کف سوله آن هم در گرمای طاقت فرسای تابستان را تایید کردند .
>>> ادامه مطلب <<<
دولت كودتا:
اعتراضات گسترده مردم كه هميشه كمرنگ و اغتشاش جلوه داده مي شود و در اكثر موارد هم پوشش خبري نمي شود مثل 13 آبان كه فقط 109 نفر دستگير شدند
اكثر وزرا و اعضاي دولت كودتا، نظامي مي باشد كه روحيه نظامي وار در اجتماع و جامعه حكم فر ما شود
رئيس كودتا در هيچ موردي حرف ديگران قبول ندارد و تك رو مي باشد
تعطيلي احزاب و جريان هاي سياسي و رسانه و مطبوعات منتقد خود
فشار رواني و موضوعات تفرقه انداز بر مردم براي خاموش كردن اعتراضات
و ...
گروهي از اراذل و اوباش در اقدامي تاسف بار براي جلوگيري از اطلاع رساني حقيقت به مردم و كاربران اينترنت اكثر سايت هاي حامي جنبش سبز را فيلتر كرده اند و جالب اينكه بدون هيچ گونه پيغامي هنگام لود شدن اين سايت ها صفحه جنبش سبز نبوي نشان داده مي شود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مرگ بر روسيه
مرگ بر چين
مرگ بر ديكتاتور
و مرگ بر وطن فروشان خيانتكار
*******************************
موج سبز آزادي
نيز با اين مشكل مواجه شده

امام خمینی(ره): سپاه باید پشت مردم باشد. اصل
مردمند. ارتش هم باید پشت مردم باشد. ارتش وسپاه
باید بگویند: جانم فدای مردم. اگر بگوید جانم فدای رهبر
انحراف است. اصل مردمند. رهبر هم جانش فدای مردم
است... ما همه برای مردمیم. سپاه باید از حقوق مردم
دفاع کند. پشتیبان مردم باشید. اگر بگویند جانم فدای
رهبر که این میشود همان زمان شاه. پس مردم برای
چی انقلاب کردند؟ (امام خمینی، صحیفه نور، جلد سوم پاراگراف 132)
http://omidrs.blogfa.com/
سلامي دوباره
اول از همه دوستان عذر خواهي مي كنم چون سرم اين روزا خيلي شلوغه
دوم من ميلاد امام هشتم رفته بودم پا بوس آقا امام رضا (ع) از شامس بد بگم يا خوب رئيس دولت كودتا هم تشريف آورده بودن!!!!!!!!!!!!!!!!!
تا حالا كسي بهم ميگفت توي مشهد كسي ازش استقبال نميكنه باورم نميشد ولي حالا كه با چشاي خودم ديدم ديگه شك ندارم كه تو مشهد هزار نفر شايد هنوز طرفدارشن اونم همين استاندار و فرماندار و رئيس روساي ادرات و فك و فاميلشون كه جيره خورن
توي حرم از 3 شنبه ديگه جاي پا نبود چه برسه به 4 5 شنبه كه ايشون زرنگي كردن 5 شنبه اومدن تا مردمي كه از تلوزيون نه ملي اين صحنه رو ميبينن بگن واي خداي من چقدر استقبال!!!!!!!!!!!!!
مسئله سوم به مخالفان كه فكر ميكنن اميد و حق طلبي و عدالت و ايران خواهي ما داره كم كم فراموش ميشه نه عزيزانم انقلاب اسلامي پس از 30 سال به پيروزي رسيد پس اين جنبش ما 2 روزه نيست واسه 1 عمره
13 آبان روز حماسه دانش آموزان با فرياد مرگ بر ديكتاتور و مرگ بر روسيه و چين
۱۳آبان، ملت جواب هتک حرمت شیخ اصلاحات را خواهد داد!
زنده باد كروبي
پاينده باد موسوي
جاودان باد ميهن من
فارس نیوز که از مدتها قبل عقده افشاگریهای شیخ باغیرت اصلاحات را داشت، در حرکتی مذبوحانه و به تقلید از اعتراض دانشجویان به وزیر سابق رییس دولت کودتا، یک نفر را برای پرتاب کفش به صورت مهدی کروبی و هم زمان یک خبرنگار را برای تصویربرداری از این حرکت مضحک روانه نمایشگاه کرد.
مهدی کروبی که بدون اطلاع قبلی در نمایشگاه مطبوعات حاضر شده بود، بشدت مورد استقبال جمعیت انبوه مردم قرار گرفت. استقبالی که هنوز ساعتی نگذشته، فیلم های آن در اینترنت پخش شد و به همه نشان داد که شیخ شجاع چقدر در میان مردم کشورش محبوب است. عمال دروغ پرداز فارس نیوز که طاقت این همه محبوبیت کروبی را نداشتند، در تقلیدی به واقع کاریکاتوری از حرکت هفته گذشته دانشجویان در برابر صفار هرندی، کفشی به وی پرتاب و صورت وی را زخمی کردند.
اگر دانشجویان در برابر صفار هرندی کفش به وی پرتاب کردند، در پاسخ به دروغ پردازی های وی در مورد شهدای جنبش سبز و اعتراض به مصادره نمودن آنها به نفع کودتاگران بود. و اگر شما کفش پرتاب کردید از خشم شما نسبت به استقبال انبوه مردم از مرد آزاده اصلاحات، افشاگر شکنجه ها و تجاوزات بود.
البته حرجی نیست! تا دیروز شما دوستان به بهانه ای و به امر "مقتدا"ی خود "کفن پوش" به خیابان می آمدید و عقده ها را خالی می کردید. روزی سر داستان آمریکا، روزی سر یک روزنامه، و هر روز داستانی نو. اما مدتهاست بساط کفن پوشی جمع شده است. امروز با اسراییل و آمریکا و دیگران مذاکره می شود، امتیاز ها داده می شود و ذلیلانه عقب نشینی می شود، اما کسی کفنی نمی پوشد. چون امروز بقای "مقتدا"یتان به اینهاست. لاجرم به گونه ای دیگر باید عقده گشایی کنید و البته پرتاب لنگه کفش هم یک راه است.
جا دارد کمی با خود فکر کنید که چه خبر است که کاندیدای به زعم شما "چهارم" و با کمتر از یک میلیون رای (!) این چنین هر جا که می رود مورد استقبال انبوه و پرشور قرار می گیرد، اما منتخب 25 میلیونی شما، از پاستور تا بهارستان با هلیکوپتر می رود، در مشهد کمترین استقبالی از وی صورت نمیگیرد، مردم شیراز پشت درهای بسته حافظیه علیه وی شعار میدهند و پس از 4 ماه از انتخاب (بخوانید انتصاب) هنوز جرات ندارد به هیچ استانی سفر کند. به همه این موارد اضافه کنید، دسته گلهای اخیر آقایان در عرصه سیاست خارجی، افتضاح سازمان ملل و نیویرک، مذاکرات ذلت بار با آمریکا و اسراییل، و قطار هسته ای ایران که تغییر جهت داده و بدون ترمز، به عقب بر میگردد.
ما ملت سبز، بی احترامی به مهدی کروبی را بی احترامی به همه جنبش سبز می دانیم. کروبی برای جنبش سبز نماد و نشانه حمایت از مظلومین است. مظلومینی که در زندانها شکنجه شده اند، انفرادی کشیده اند، مورد تجاوز و آزار و اذیت قرار گرفته اند. کروبی نماد حمایت از حقوق اقلیت هاست. نماد حمایت از حقوق قومیت هاست. می دانیم درد شما هم همین است. نمی توانید او را تحمل کنید، چون همه ایران او را دوست دارند.
وعده ملت و کودتاچیان : 13 آبان
ساکت نخواهیم نشست چون او هیچگاه ساکت ننشست. جواب تک کفش شما، میلیون ها کفش است. 13 آبان ماه خیابانها زیر پای میلیون ها کفش خواهد لرزید. تا آن موقع، تلاشتان را ادامه دهید. کفش بپرانید. ناسزایتان را بگویید. تهدید کنید. انکار کنید. به مراسم مذهبی و غیر مدهبی حمله کنید. بگیرید، ببندید، زندان کنید.ما صبر میکنیم. 13 آبان ماه ما را خواهید دید. تا بدانید تک لنگه کفشتان را چگونه پاسخ خواهیم داد. پاسخ بی حرمتی شما به آزادمردان این سرزمین، آن روز است.
13/8/88 قرار ماست.
منتظر ما باشید.
کدام حرفتان را باور کنیم؟ ژستهای ضد اسرائیلی یا دیدارهای پشتپرده؟
دولت اسرائیل در سال 1328 رسما اعلام موجودیت کرد و پس از آن پنجاه کشور اسرائیل را به رسمیت شناختند که ایران هم در همان سال این کشور را به صورت دوفاکتو به رسمیت شناخت. اما پس از دو سال و در زمان نخستوزیری محمد مصدق این شناسایی را پس گرفت. عمل مصدق را میتوان هم به حمایت وی از نهضتهای آزادیخواهی و هم برای رقابت با محمدرضا شاه در اعمال قدرت مرتبط دانست.
اما حتی پس از بازپسگیری و تعطیل شدن
کنسولگری ایران در اورشلیم، روابط قطع نشد، بلکه در سطح سران دو کشور
ادامه داشت. محمدرضا، شاه مخلوع ایران، به دلیل منافع مشترکی که در آن
زمان با اسراییل داشت ناچار از ایجاد روابط با آن کشور بود. کشوری که به
رغم همهی اتفاقات در سازمان ملل به رسمیت شناخته شده بود و به عنوان یک
عضو پر رنگ در خاورمیانه نقش بازی میکرد. از طرف دیگر صدام در عراق و
ناصر در مصر عاملی شده بودند، برای همکاری شاه سابق ایران و اسراییل.
شاه
از پیشرویها و مشی جنگ طلبانهی صدام و آزادیخواهی ناصر در هراس بود و
میخواست به هر طریق ممکن نقش ژاندارمی خود را در منطقه حفظ کند و از موج
پان عربیسمی در منطقه در هراس بود. این مسائل پل مشترکی برای روابط ایران
و اسراییل ساخته بود. شاه که به خوبی میدانست حتی برای حل مشکلات اعراب و
اسرائیل داشتن رابطهی دوستانه با اسرائیل موثرتر خواهد بود، سعی میکرد
این رابطه را به هر قیمتی ممکن است حفظ کند و حتی به خواستهی قاطبه
علماء که مبتنی بر قطع روابط سیاسی با این کشور بود تن ندهد.
اما
بعد از انقلاب اسلامی ایران، یکی از اتفاقاتی که در عرصه سیاست خارجی کشور
رخ داد، قطع کامل روابط ایران و اسرائیل بود. انقلاب سال ۵۷ با شعار
مبارزه با استکبار جهانی و استعمار پیروز شد و امام خمینی با این شعار که
اسرائیل باید از صحنهی روزگار محو شود سیاست خارجی جدیدی را پی ریزی نمود
که نشان از بسته شدن درهای مذاکره و داد و ستد با اسرائیل و شکلگیری نزاع
گسترده بینالمللی میان این دو کشور و حامیانشان را داشت.
قطع
روابط ایران و اسرائیل تا دوران جنگ ایران و عراق ادامه پیدا کرد. اما در
این دوران، اسرائیل با انگیزههای ضدعربی و ایران با انگیزه خرید سلاح
ترجیح دادند یخ رابطه را بشکنند و هر چند پنهانی و پشت پرده، اما هر یک بر
اساس منافع خود این رابطه را آغاز کنند. اسرائیل مک فارلین را به ایران
فرستاد، حال چه برای مقابله با موج عرب خواهی و از بین رفتن صدام حسین و
چه برای به درازا کشاندن جنگ و از بین بردن قوای نظامی و انسانی طرفین. با
اینکه قضیهی مک فارلین و خرید اسلحه بارها در آن زمان توسط سران کشور نفی
شد، اما نامهی آیتالله منتظری به امام خمینی، ماجرای مهدی هاشمی و
نامهی گلایه آمیز میرحسین موسوی خطاب به رهبر وقت کشور که "چرا وی در
جریان این قرارداد خرید اسلحه قرار نگرفته است" ابعاد جدیدی از این رابطه
را آشکار نموده است.
پس از پایان جنگ میان ایران و عراق، ایران
مجددا مواضع ضد اسرائیلی خود در عرصه بینالمللی را از سر گرفت و
آزادسازی قدس را به عنوان یکی از شعارهای سیاسی جمهوری اسلامی در عرصه ملی
و بینالمللی قرار داد. بعد از پایان جنگ ایران و عراق و از سرگیری مواضع
ضد اسرائیلی ایران، اسرائیل اسنادی را برای آمریکاییها فرستاد که نشان
میداد اسرائیل از ایران نفت خریداری کرده است که البته این بار هم این
ادعای اسرائیل از سوی دولتمردان ایرانی تکذیب شد.
در سال هفتاد،
یعنی دوسال پس از پایان جنگ، انفجاری در سفارت اسرائیل در آرژانتین رخ داد
که در پی آن عدهی بسیاری کشته شدند. پس از تحقیقات دولت آرژانتین اعلام
کرد که مسئولیت انفجار با عوامل دولت ایران است و خواستار جلب پنج تن از
افراد دولت ایران توسط اینترپل گردید. این پروندهسازیها برای جمهوری
اسلامی با انفجار ظهران عربستان و دادگاه میکونوس به اوج خود رسید. فضای
ملتهب بینالمللی بر علیه ایران تا سال ۱۳۷۶ که سیدمحمد خاتمی بر سر کار
آمد ادامه یافت.
با روی کار آمدن سیدمحمد خاتمی و در پیش گرفتن
سیاست تنشزدائی و صلحطلبی، وضع بیتالمللی کشور نیز دگرگون شد. خاتمی با
شعار گفتگوی تمدنها سعی کرد راه حلی برای برون رفت از مشکلات اعراب و
اسرائیل ارائه کند و در نهایت امر بدون دخالت در امور آنان، تصمیمگیریها
را به خود آنها واگذار کند. اما خاتمی تنها دولتمرد در قدرتی بود که به
این سیاست تنشزدایی اعتقاد قلبی داشت و به پیشبرد آن همت گماشت اما این
تلاشها از سوی رسانهها و نیروهای محافظهکار داخلی به باجدهی به غرب
تعبیر شد و گروه گروه فریاد وااسلاما سر دادند.
با این اوصاف
تلاشهای سیدمحمد خاتمی برای تنشزدایی در عرصه بینالمللی دشوارتر میشد.
روی کار آمدن جرجبوش در آمریکا که بعدها معلوم شد نسخهی غربی محمود
احمدینژاد بوده است، کار دولت اصلاحات در ایران را بیش از پیش سخت کرد و
در نهایت نام ایران به دلیل سیاستهای ستیزهجویانه نومحافظه کاران
آمریکایی در کنار کرهشمالی و سوریه در محور شرارت قرارداده شد.
در
همان ایام پاپ ژان پل دوم درگذشت. شنیدهها حاکی از آن بود که در مراسم
تدفین پاپ و در هنگام عبور خاتمی و رییس دولت اسرائیل از مقابل یکدیگر
آنها به رسم ادب سلامی رد و بدل کردهاند. بلافاصله سیل کفن پوشان و
هتاکان رسانهای علیه رئیسجمهور بسیج شدند و وی را خائن به اسلام و منافع
ملی خواندند. اما گویا کمی بعد از خاتمی و در دوره محمود احمدینژاد منافع
عدهای بر چرخش در سیاست خارجی کشور متمایل گردیده است.
محمود
احمدینژاد بر خلاف سیدمحمد خاتمی از ابتدا با سیاست و ادبیاتی
ستیزهجویانه در مجامع جهانی ظهور کرد. وی در اولین سخنرانیهای خود
خواستار محو اسراییل از نقشه جهان شد. پس از آن نیز هولوکاست را انکار کرد
و یهودکشی را افسانهای خواند که ساخته و پرداخته یهودیان است. او به
سخنرانی در باب انکار هولوکاست در کنفرانس اکتفا نکرد و سیاست انکار
هولوکاست خیلی زود به یکی از ارکان اصلی "گفتمان احمدینژادی" تبدیل شد که
وی در هر مجمع و نشست رسمی بر این موضوع اصرار میورزید.
اما
ناپختگیها و ناسازگاریهای عمیق درونی دولت احمدینژاد به نظر کار را
برای این سیاست وی دشوار کرد. زمانی که اسفندیار رحیممشایی، مشاور و فرد
معتمد درجهی یک احمدینژاد در یک سخنرانی مردم اسرائیل را دوست ملت ایران
خواند، حتی برخی رسانهها خبر از دیدارهای پنهانی او با دولتمردان
اسرائیلی دادند. کار تا جایی بالا گرفت که رهبر ایران مجبور شد در یکی از
سخنرانیهای خود به طور واضح و شفاف به انتقاد از رحیم مشایی بپردازد و
بگوید ایران سر دوستی با مردم اسرائیل ندارد و سعی کند قائله را به این
ترتیب بخواباند.
چندی بعد، در جریان اجلاس دوربان ژنو نیز رفتار و
سخنان احمدینژاد باعث بیاعتبار شدن بیشاز پیش ایران در سطح بینالمللی
شد. در بهار ۸۷ اجلاسی در ژنو به منظور تقبیح نژادگرایی برگزار شد. این
اجلاس بعد از جنایات غزه برگزار شده بود و کشورهای اروپایی برای محکوم
کردن اسراییل در جامعهی جهانی به اتهام حمله به کودکان و زنان و نسلکشی
عزم خود را جزم کرده بودند. تا قبل از سخنرانی محمود احمدی نژاد همه چیز
روال عادی خود را طی میکرد تا اینکه وی به عنوان سخنران پشت تریبون رفت و
حرفهای همیشگی خود مبنی برحذف اسراییل از روی نقشه جهان و انکار هولوکاست
را آغاز کرد.
سران کشورهای اروپایی با شروع شدن سخنرانی احمدینژاد
جلسه را ترک کردند و روال نشست ژنو پس از سخنان احمدینژاد تغییر کرد.
سران کشورهای اروپایی که برای انتقاد و هدف قراردادن اسراییل به ژنو آمده
بودند در واکنش به سخنان محمود احمدینژاد نوک حملات خود را به سمت جمهوری
اسلامی تغییر دادند و از از آن تاریخ، ترک محل سخنرانی در هنگام حضور رئیس
دولت ایران را به یک مشی سیاسی تبدیل ساختند.
اما آیا واقعا
احمدینژاد یک ضداسرائیلی است؟ برخی از رفتارهای سیاسی احمدینژاد پاسخ
مثبت به این سوال را با ابهامات جدی مواجه میکند:
رییس دولت
کودتا تا به حال بارها ثابت کرده که حرف و عملش با هم متفاوت است. وی از
یک سو خواستار حذف اسرائیل از روی کره زمین میشود و از سوی دیگر در
رفتاری مشابه آنچه در نشست ژنو انجام داد، کاری میکند که نوک پیکان از
اسرائیل به سمت ایران بازگردد و همه جنایتهای اسرائیل را فراموش کنند و
ترجیح دهند در مورد افراطی گری دولت ایران و سیاستهای وی سخن بگویند. از
طرف دیگر وی فردی (رحیم مشایی) را معتمد خیش قرار داده است که بنابر شواهد
و قرائن لابیهای محکمی با اسرائیل دارد و احمدینژاد حتی تلاش میکند از
هماکنون و علیرغم همه مخالفتها از جمله مخالفت شخص رهبری، زمینه را
برای ریاستجمهوری مشایی در دوره یازدهم آماده کند.
گویی که حتی
وقتی از بالا دستور میرسد که باید مشایی را برکنار کند به این موضوع
بیاعتنایی میکند و بعد از تاخیری معنا دار وی را حتی در پست نزدیکتری به
خود قرار میدهد. اما به نظر موضوع فقط منحصر به رحیممشایی نیست. عکسهای
وزیر علوم کابینهی نهم احمدینژاد، با وزرای اسرائیلی یکی دیگر از شواهدی
است که تاکنون در این مورد آشکار شده است.
اینها همه در حالی است
که سیاستمداران اسرائیلی در واقع کاملا از روی کار آمدن مجدد احمدینژاد
با دولتی نامشروع در ایران خوشحال و مسرور هستند، چرا که میبیند او چگونه
با حماقتهای خود، ایران را با یک بحران بیسابقه مواجه ساخته است. کاری
که سالها اسرائیل و دیگر دشمنان خارجی جمهوری اسلامی برای انجام آن باید
زحمت میکشیدند، یعنی بیاعتبار کردن دولت ایران؛ محمود احمدینژاد و
حامیانش به خوبی و با سرعت هر چه تمامتر انجام داده و میدهند و در واقع
اسرائیل دلیلی نمیبیند که از وضعیت ایجاد شده ناراحت باشد. سکوت معنیدار
سران اسرائیل درمورد درگیریهای پس از انتخابات ایران نشانهای واضح از
این رضایت دولتمردان اسرائیلی از وضعیت کودتایی مستقر در ایران است.
محمود
احمدینژاد که بیوقفه بر انکار هولوکاست و کورههای آدم سوزی هیتلر اصرار
میورزد، کسی است که منافع ملتش را به همان اندازه که هولوکاست را نادیده
میگیرد، به باد میدهد. او ترجیح میدهد جنایتهای مزدوران کودتا و
سینهی دریده شدهی ندا و خون ریخته او بر خیابانهای پایتخت کشورش را با
عکس یک زن آلمانی مسلمان و در نقاب دفاع از او بپوشاند و ثابت کند که حفظ
منافع دولت نامشروع اوچقدر برای وی حیاتیتر از حفظ منافع مردم ایران است.
به
راستی کدامیک از حرفهای این دولت نامشروع را میتوان باور کرد؟ دست در
دست بودن با مقامات اسرائیلی در مصر یا فریادهای مرگ بر اسرائیل و دایه
مهربانتر از مادر شدن دولت کودتا برای فلسطین و حماس؟ حماسی که اگر بحث
منافع ملی و قدرت در میان نباشد به دلیل گرایشات مذهبی لزوما از مدافعان
ملت ایران نخواهد بود. چه کسی است که نداند واردات پرتقال از اسرائیل،
دیدارهای پنهانی در مصر و خروج صدها تن طلا از کشور به مقصد اسرائیل
اتفاقی نیست؟ چه کسی است که نداند پشت پرده دولت کودتا منافعی غیر از
منافع ملت ایران مطرح است و بنا بر همان منافع پنهانی است که این روابط و
باجدهیهای پشت پرده در جریان است؟
آزادی مطبوعات در ایران: از میان ۱۷۵ کشور جهان؛ در رده ۱۷۲ ام
گزارشگران بدون مرز روز سهشنبه گزارش سالانه خود را در مورد وضعیت آزادی مطبوعات در سراسر جهان در سال ۲۰۰۹ منتشر کرد.
در آخرین جدول ردهبندی جهانی آزادی مطبوعات که با توجه به وضعیت آزادی مطبوعات در کشورهای جهان در محدوده زمانی ١٠ شهریور سال ١٣٨٧ تا ١٠ شهریور سال جاری تنظیم شده است، ایران به ردههای پایینتر جدول سقوط کرده است.
در گزارش سال گذشته گزارشگران بدون مرز ایران در میان ۱۷۲ کشور در رده ۱۶۶ قرار داشت.
در این گزارش با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری در ایران و اعلام نام محمود احمدینژاد به نام فرد پیروز در این انتخابات به تاثیر این رویداد در وخیمتر شدن اوضاع برای روزنامهنگاران ایران پرداخته شده و آمده است: «بازداشت گروهی روزنامهنگاران در پی سرکوب اعتراضهای گسترده نسبت به تقلب و تخلف در انتخابات ریاست جمهوری ایران از جمله دلایل این وخامت است. روزنامهنگاران بازداشت شده مجبور به اعترافهای اجباری شده و در دادگاههای استالینی محاکمه شدند.»
در بخش دیگری از گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز در باره وضعیت آزادی مطبوعات در ایران با اشاره به محدودیتهایی که از سوی دولت آقای احمدینژاد بر روزنامهنگاران و رسانهها اعمال میشود ادعا شده است: «با استقرار نیروهای امنیتی در چاپخانهها و تحریریه روزنامهها، اعمال سانسور پیش از انتشار در ایران آغاز شده است.»
هر چند ایران پیش از این نیز در ردههای پایانی جدول ردهبندی آزادی مطبوعات در جهان قرار داشت، در گزارش سال جاری گزارشگران بدون مرز ایران به «پشت دروازه سه کشور جهمنی برای آزادی مطبوعات یعنی ترکمنستان، کره شمالی و اریتره» رسیده است.
در جدول ردهبندی آزادی مطبوعات در جهان این سه کشور پس از ایران به ترتیب در ردههای انتهایی قرار گرفتهاند و بدترین وضعیت را از نظر آزادی مطبوعات به خود اختصاص دادهاند.
نگرانی گزارشگران بدون مرز درباره وضعیت ایران
ژان فرانسوا ژولیارد، دبیر اول گزارشگران بدون مرز، هنگام ارائه گزارش سالانه این سازمان با اشاره به محدودیتهای ایجاد شده برای رسانهها در ایران اظهار داشت: «ما بهویژه نگران وضعیت ایران هستیم، این کشور به شکلی خطرناک به سه کشور جهمنی برای آزادی مطبوعات یعنی ترکمنستان، کره شمالی و اریتره که سالهاست آخرین ردههای جدول را به خود اختصاص دادهاند نزدیک شده است».
وی همچنین با تاکید بر لزوم دفاع یکسان از آزادی مطبوعات در سراسر جهان به انتقاد از سقوط جایگاه برخی دمکراسیهای غربی مانند فرانسه، ایتالیا یا اسلواکی در جدول ردهبندی پرداخت و اظهار داشت: «اروپا باید تلاش کند که الگویی برای آزادیهای سیاسی باشد. اگر خودمان قابل سرزنش باشیم، چگونه میتوانیم نقض حقوق بشر را در جهان محکوم کنیم.»
وی در عین حال با استقبال از تاثیر انتخاب باراک اوباما به عنوان رئیس جمهور آمریکا بر بهبود وضعیت آزادی مطبوعات در این کشور و صعود بیست پلهای ایالات متحده در جدول ردهبندی این صعود را «برای دلگرمی» کافی ندانست.
در حالی که در گزارش سال ۲۰۰۸ گزارشگران بدون مرز ایالات متحده در رده چهلم جدول قرار داشت، این کشور در گزارش سال ۲۰۰۹ به رده بیستم صعود کرده است.
در مقابل برخی کشورهای اروپایی مانند فرانسه و ایتالیا که زمانی الگوی آزادی مطبوعات در جهان به شمار میرفتند به ردههای پایینتر سقوط کردهاند.
در جدول ردهبندی گزارشگران بدون مرز دانمارک در رده نخست قرار گرفته است و پس از آن کشورهای فنلاند، ایرلند، نروژ و سوئد از بهترین شرایط برای فعالیت رسانهها برخوردارند.
سکوت و بهت اصولگرایان میانهرو
روز گذشته در حالی حمید رسایی از اعلام شکایت ۱۰۰ نماینده مجلس از میرحسین موسوی خبر داد که این اقدام وی با سکوت و شگفتی نمایندگان اصولگرای میانهرو مواجه شد.
سکوت و بهت اصولگرایان میانهرو
خبرنوشت:هنوز رسایی راهروهای هرم سبز بهارستان را ترک نکرده بود که مصباحیمقدم در واکنش به خبر منتسب به وی خواستار عدم انعکاس آن شد. وی که اقدام رسایی را اقدامی از سوی مجلس و یا بخش اعظمی از نمایندگان نمیدانست به «خبر» گفت: اصلاً اینگونه اخبار را انعکاس ندهید. وی ادبیات به کار گرفته شده از سوی رسایی را نامناسب خواند و تأکید کرد که نه تنها رفتارها بلکه ادبیات افراد نیز باید وحدتآفرین باشد. این عضو جامعه روحانیت مبارز با اعتقاد بر اینکه غرور پیروزی عدهای را فراگرفته است، این غرور را به صلاح نظام ندانست. مصباحیمقدم افزود: گرچه معتقدم آقای موسوی در این انتخابات اشتباه کرد اما این راه برخورد با آنها درست نیست.
اسدالله بادامچیان نیز که از اعلام چنین خبری از سوی رسایی شگفتزده شده بود با بیان اینکه قصد ندارد در این زمینه هیچ اظهار نظری بکند، به «خبر» گفت: این خاصیت یک جامعه آزاد است. در چنین جامعهای یک نفر به دنبال وحدت میرود، یک نفر خواستار محاکمه فرد دیگری میشود، برخی هم ممکن است هر دو را با هم پیگیری کنند یا تأکید داشته باشند که باید برهمزنندگان وحدت را محاکمه کرد.
ابراهیمی پیرامون این شکایتنامه با اعلام اینکه وی نیز جزء امضا کنندگان این شکایتنامه بوده است، گفت: «این نامه برای زمان حال نیست، زمانی این نامه امضا شد که اوضاع در حد آشوب بود، پس از آن این شکایتنامه کنار گذاشته شد تا اینکه اخیراً مراجعاتی به نمایندگان صورت گرفت که این شکایت دوباره در دستور کار قرار گرفت. در زمینه آشوب های پس از انتخابات یکسری از افراد دستگیر شده اند که خود مدعی هستند فریب خورده اند، البته در این شکایتنامه اسمی از آقای موسوی و کروبی نبود و تنها تعبیر مقام معظم رهبری پیرامون «فرماندهان پشت صحنه» در آن قرار داشت، ۱۰ تا ۲۰ امضا هم گویا به آن اضافه شده که از این امضاهای جدید من خبر ندارم.»
این گفته های حجت الاسلام ابراهیمی در حالی است که … دیروز همچنین گفت: «این شکایت بابت بیانیه ها و اقداماتی است که موسوی در طول این مدت داشته است.» .
همچنین چندین تن از اعضای این کمیسیون دیروز در گفت وگو با «سرمایه» اصولاً از وجود چنین شکایتنامه ای اظهار بی اطلاعی کردند. در همین راستا محمد دهقانی از اعضای این کمیسیون گفت: «بنده در مورد این مساله خبری ندارم.» مصطفی طباطبایی عضو دیگر این کمیسیون نیز در گفت وگو با «سرمایه» اظهار کرد: «من همچنین چیزی نشنیده ام و بعید می دانم چنین چیزی اصلاً مطرح شده باشد.» سیدیونس موسوی دیگر عضو این کمیسیون نیز عنوان داشت: «من به هیچ وجه در این مورد خبری ندارم.»
از دیگر سوی قدرت الله علیخانی در همین راستا در گفت وگو با «سرمایه» ضمن اعلام بی خبری کامل از این موضوع عنوان کرد: «این آقایان که می گویند صد نفر این نامه را امضا کرده اند، بسیار خوب است که نام خود را اعلام کنند.»
این درحالی است که کرمی راد از اعضای اصولگرای مجلس و منشی دوم کمیسیون امنیت ملی در این باره اظهار داشت: «من خود در این موضوع نبوده ام اما فراکسیون روحانیت مجلس و بعد از آن تعدادی دیگر این را امضا کرده اند. این شکایت پس از انتصاب آقای لاریجانی به ریاست قوه مقننه و رای اعتماد به وزرا مسکوت ماند و البته قرار بود به امضای نمایندگان دیگری نیز برسد و من نمی دانم چه طور شد که نخواستند اسامی دیگر به آن اضافه شود، شاید به خاطر طرح هدفمندکردن یارانه ها باشد که به همین ۱۰۰ نفر اکتفا کرده اند، بالاخره نمایندگان شکایت دارند و نظر خود من این است که عوامل اغتشاشات دو دسته هستند، عده ای که فریب خورده اند و عده ای دیگر ژنرال هایی که دارند آزادانه می گردند که به تعبیر مقام معظم رهبری فرماندهان پشت صحنه هستند. ما خواستیم وضعیت آقایان کروبی و موسوی به دقت بررسی شود.»
نکته دیگر آنکه حجت الاسلام ابراهیمی در واکنش به این گفته کرمی راد مبنی بر اینکه فراکسیون روحانیت مجلس از امضا کنندگان این شکایتنامه بوده اند، گفت: «خیر، اینطور نیست که تمامی اعضای فراکسیون روحانیت مجلس از امضا کنندگان این شکایت باشند، برخی امضا کرده اند برخی هم امضا نکرده اند.»
حسین کروبی افشاء کرد: نقش حراست وزارت ارشاد در اقدامات شنیع علیه مهدی کروبی در نمایشگاه مطبوعات
تغییر: مهدی کروبی روزگذشته به صورت سرزده به نمایشگاه مطبوعات رفت که در ابتدای حضور، مورد استقبال بازدیدکنندگان قرار گرفت.آنان با شعارهایی همچون «مرگ بر … » و« کروبی کروبی حمایتت می کنیم» او را همراهی کردند و برابر برخی غرفه ها به شعارهای انتقادی خود شدت بخشیدند تا اعتراض خود را نسبت به سیاست های ضدمردمی آنان نشان دهند. اما آنچه در این میان سوال برانگیز بود، آن بود که چگونه این استقبال پرشور تبدیل به برخورد زشت و خشن تعدادی افراد سازمان یافته در پایان بازدید مهدی کروبی از نمایشگاه شد؟
حسین کروبی، فرزند مهدی کروبی درگفت وگوبا «تغییر» پرده از اقدام غیراخلاقی حراست نمایشگاه برداشت و ماجرا را افشا کرد. اوگفت: « در ابتدای حضور آقای کروبی در نمایشگاه، افراد معلوم الحال شوکه شده بودند و با توجه به سرزده بودن این بازدید و عدم اطلاع رسانی خبری نمی توانستند این استقبال پرشکوه را تحمل کنند. لذا در ابتدا برخی غرفه های وابسته به آنان شروع به پخش آهنگ ها وموسیقی های بسیار تند غربی کردند تا بتوانند بر اعصاب خود مسلط شوند. آنان فقط به این اقدام بسنده نکردند، بلکه با برنامه ای هماهنگ شده با حراست نمایشگاه هجمه بی ادبانه ای را طراحی کردند. »
او در ادامه در تشریح اقدام زشت وغیر اخلاقی حراست وزارت ارشاد گفت:« در پایان بازدید آقای کروبی، حراست پیشنهاد می کند که برای کنترل نظم نمایشگاه، آقای کروبی از طبقه دوم خارج شود. سپس با قبول این پیشنهاد از سوی محافظان ایشان، اجازه همراهی مردم را نمی دهند وتنها آقای کروبی ومحافظان وارد طبقه دوم می شوند. در این حین دیده می شود که ۱۰، ۲۰ نفر از افراد سازمان یافته گرد آنان را می گیرند. »
حسن کروبی اقدامات و اعمال انجام شده این افراد را اینگونه باز گومی کند: « آنان با وجود محافظان اقدام به پرتاب اشغال و کاغذهای مچاله شده به سوی آقای کروبی می کنند که پیشانی ایشان آسیب سطحی می بیند. همچنین خطاب به ایشان فحش هایی می دهند که بسیار زننده و مستوجب حد شرعی بود. آنان فقط به این اعمال بسنده نکرده، بلکه آب دهان هم می اندازند. سپس با حمله به خودرو حامل آقای کروبی شیشه آن را می شکنند و به نوعی سنگ تمام می گذارند که بسیار متاثر از رفتار رهبران این جریان است. »
کروبی ضمن تکذیب پرتاب کفش به سوی مهدی کروبی، گفت: « البته اقدامات آنان که همچون رفتار اراذل واوباش بود، کمتر از پرتاب کفش نبود. اما آنان با مونتاژ سعی کردن به جای فحش های شنیع این اقدام را بنشانند تا لنگه کفش را همچون اقدام آن خبرنگار عراقی به سمبل تبدیل کنند و از سوی دیگر دل یکی از مسولین سابق که در دانشگاه تهران از او اینچنین استقبال شده بود را خوش کنند که التیامی بر عصابانیت او شود.»
حسین کروبی این اقدامات و فحش های شنیع را بسیار شبیه به رفتار کفار در صدر اسلام دانست که از پرتاب سیرابی یا توهین های زشت استفاده می کردند و همچنین نسبت به رواج هنجارهای عصر جاهلیت هشدار داد.
او در پاسخ به سوال سایت «تغییر» که دلیل این برخورد شنیع با آقای کروبی چیست؟، گفت:« گویی نامه اخیر آقای کروبی در تشریح وظایف مجلس خبرگان و هراس آنان در پاسخگویی رسانه ای به آن، تنها راهکار پیش روی آنان را سبک و روش اراذل قرار داده است. آنان دیگر قادر به مواجهه کلامی نیستند و فقط می توانند فحش دهند و ضرب و شتم کنند که این مسئله نشان دهنده روزهای پایانی عمر این جریان سیاسی است. آنان به شدت از حضور آقای کروبی میان مردم می ترسند و با این اقدامات می خواهند جلوی حضور ایشان را در مجامع عمومی بگیرند.
حسین کروبی در پایان گفت: آقای کروبی همچنان به اعلام مواضع خود ادامه می دهند و این مسائل کوچکترین تاثیری نخواهد گذاشت، بلکه حضور ایشان میان مردم و در مجامع عمومی افزایش خواهد یافت که این اقدام در اطلاعیه های آتی به اطلاع مردم خواهد رسید.
با سلام خدمت همه دوستان خوب و عزيزم
اين روزا به دليل خيلي از مشكلات يا بهتر بگم كاراي پيش اومده ديگه وقت كفاف نميكنه كه بتونم مطلب بزامر اما سعي مي كنم جالب تريت خبر ها روبراتون بزارم.
خيلي خيلي منو ببخشيد
به زودي بر مي گردم مثل قبل
پاينده باد ميهن من
پاينده باد موسوي رهبر جنبش سبز نه انقلاب سبز!
دست در دست هم دادند به مهر
ميهن ما را مي كنند ويران
جلوگیری بهزیستی از منبع شدن شیرین عبادی
اما با اطلاع مسئولان بهزیستی از گنجانده شدن کتاب شیرین عبادی در میان منابع آزمون، این کتاب از لیست منابع حذف و مسئول و متصدی مربوطه نیز توبیخ شدند.
توضیحات معتمد آریادرخصوص ممنوع الخروج بودنش
توضيح كه نه، گلايه!
فاطمه معتمدآريا بازيگر سينماي ايران امروز ـ 24 مهر ماه ـ در مطلبي كوتاه
دربارهي اخبار منتشر شده دربارهي بازماندن از سفر اسكار توضيحاتي را
ارايه داد.
اين بازيگر سينما در يادداشتي كوتاه به ايسنا عنوان كرده است:
«در تاريخ 16مهرماه پس از ضبط پاسپورت من و آقاي مجتبي ميرطهماسب و منع
خروج از كشور به همراه گروه سينماگران دعوت شده از طرف آكادمي اسكار، تا
به امروز نه هيچ پيگيري و پاسخي از طرف مسوولين شده است و نه من درخواست
ملاقات با هيچ فردي را داشتهام و همچنان وضعيت ما در بلاتكليفي است.»
بزرگداشت «مجید مجیدی» در فرانسه
در حالي كه در ايران اسم او در ليست سياه قرار مي گيرد
برنامهی ویژه بزرگداشت «مجید مجیدی» کارگردان سینمای ایران در جشنوارهی
فیلم «سینه - ژون،لایین» (Cice _ Jeune de I, Aisne) کشور فرانسه آغاز شد.
به گزارش ایسنا در بیستو هفتمین دورهی برپایی این جشنواره که از
23_16 اکتبر (24 مهر _ 1 آبان) برپا شده است، فیلمهای مطرح مجید مجیدی
با نگاهی ویژه به فیلم «آواز گنجشکها» در معرض تماشای مخاطبان قرار
میگیرد.
گفته میشود: مجید مجیدی نیز خود در این برنامه حضور خواهد داشت.
بنابراعلام پایگاه اطلاعرسانی جشنوارهی فیلم «سینه _ ژون»، این رویداد
فرهنگی _ هنری در بخش آثار بلند، چشمانداز، بخش ویژه و فیلمهای کوتاه،
بیش از یکصد فیلم در شهر «سنت کوئنتین» به روی پرده می فرستد.
از دیگر بخشهای جشنواره فیلم «سینه _ ژون» میتوان به بخش رقابتی
بینالمللی جشنواره، آثاری با موضوع حقوق بشر، آثار مطرح سینمای حرفهای،
نخستین نمایشها، ملاقات با فیلمسازان، کارگاههای آموزشی و نمایشگاهها
اشاره کرد.
از جمله فیلمهای مطرح حاضر دراین جشنواره میتوان به «زیر آسمان آبی»،
«یک شهر وحشتناک»، «یک خائن کوچک»، «پلی از گل»، «نیلوفر» و «سلطان
پینگپنگ» اشاره کرد
آقآي كلهر متاسفيم كه دروغ هاي شما را همسرتان افشا ميكنند
آقاي كلهر شما اينطور مشاور فرهنگي هستيد؟
البته كه وقتي كسي اينچنين مشاور فرهنگي باشد فرهنگ و امورات فرهنگي كشور ما به اين وضع مي افتد
انم معصومه طاهری موسوی با ارسال توضیحاتی در خصوص مطالب منتشره درگفتگوی خبرگزاری مهر با مهدی کلهر، نسبت به نکات مطروحه از سوی مشاور رسانه رئیس جمهور در این مصاحبه واکنش نشان داد. به گزارش خبرگزاری مهر، معصومه طاهری موسوی درتماس و توضیحات ارسالی خود به "مهر" اعلام کرد : پیرو مصاحبه آقای مهدی شهید کلهری (کلهر) مشاور رسانه ای رئیس جمهور مورخ 21/7/88 براساس قوانین مطبوعات مرتبط، تقاضا دارد این جوابیه نیز انتشار یابد.
وی در این جوابیه آورده است: اینجانب معصومه طاهری موسوی، همسر دائمی و قانونی ایشان به دلیل کذب محض بودن مواردی که به اینجانب مربوط می شود ضمن مستند کردن اظهاراتم به مدارک پیوست، آمادگی دارم طی مصاحبه ای مشابه و یا ضمن حضور در خبرگزاری اصل مدارک را نیز جهت روشن شدن افزونتر اذهان عمومی ارائه نمایم.
1- آقای مهدی کلهر درمصاحبه فوق اظهار نمودند: ازهمسرم جدا شده ام و حتی سال 1384 را ذکر کرده اند. لازم به ذکر است بر اساس شناسامه، سند ازدواج و هم سکنایی (خانه ای که درحال حاضر درآن زندگی می کنم و در مالکیت ایشان است) تا امروز در این لحظه هیچگونه طلاقی بر اساس قوانین خانواده میان ما وقوع نیافته است و علاوه بر مدارک مستند فوق، بر اساس تایید کتبی واحد امور کارکنان سازمان صدا و سیما همچنان تحت تفکل نامبرده هستم.
2- اینکه در بخشی از مصاحبه فرموده اند : "جدایی ما به دلیل مسائل سیاسی و ... بوده" اگر چه ایشان خروجشان از خانه را دلیل جدایی و طلاق می دانند، لکن در مورد بخش دوم سخنانشان در رابطه با گرایش های خاص سیاسی و ... باید متذکر شوم: اینجانب مدت 22 سال است که کارمند رسمی دائم در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران می باشم و درحال حاضر به عنوان کارشناس ارشد آموزش در این سازمان دولتی خدمت می نمایم و کمترین حرکت های سیاسی کارمندان از نگاه تیزبین مسئولان ذیربط این مجموعه حساس دور نمی ماند و تا امروز هیچگونه رفتاری که سخنان ایشان را تایید نماید در پرونده ام وجود نداشته است.
ضمن اینکه پس از اخذ درجه دکترا و حتی در دوره دانشجویی دکتری به عنوان مدرس ( از 1384 تا کنون) در بخش تخصصی خبر به شاغلین سازمان صدا و سیما در زمینه هایی مانند مسائل سیاسی، جغرافیای سیاسی و ژئوپلتیک و خبر مکررا تدریس نموده ام و کمترین مشکلی در این رابطه تا کنون نبوده. چگونه ایشان با وجود غیبت بیش از یک سالشان از خانه، پی به ضدیت اینجانب با جناب رئیس جمهور برده اند؟ چگونه بدون ارائه مدرک مستند به خود اجازه می دهند اینگونه مرا متهم نمایند ضمن اینکه مدت 2 سال است در دانشکده صدا و سیما نیز به امر تدریس دانشجویان اشتغال دارم.
جالب اینکه با توجه به سابقه پژوهشی و نگارش مقالات متعدد (حدود 130 مقاله چاپ شده در مطبوعات مختلف) در چهاردهمین جشنواره مطبوعات مقام دوم را در رابطه با مقاله سیاسی خارجی کسب نمودم و در حضور رئیس جمهور و وزیر ارشاد وقت، جایزه ای دریافت داشتم که خبر آن همچنان در اینترنت موجود است.
3- در سال 1382 به دریافت کد مدرسی از دانشگاه علمی کاربردی وبا تایید وزیرعلوم وقت نائل آمدم که تا امروز با این سازمان علمی در زمینه تدریس همکاری مستمر دارم و از اساتید مورد تایید این مجموعه علمی می باشم.
4- سال 1387 رساله دکترای اینجانب با عنوان "جغرافیا و استراتژی ملی ایران با تاکید بر استراتژی سیاسی" توسط سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح به چاپ رسیده که هم اکنون در مراکز خرید کتاب قابل رویت و مشاهده است و سال گذشته نسخه ای از آن را برای رئیس جمهور محترم ارسال داشتم.
5- به سبب طولانی شدن کلام از عضویتم در مجامع علمی بین المللی مانند موسسه ابرار معاصر تهران، عضویت در هیئت نویسندگان همشهری دیپلماتیک (1384)، فعالیت مداوم با همایش های بین المللی وزارت امور خارجه (خلیخ فارس و قفقاز)، موسسه ژئوپلتیک ایران و ....صرفنظر می نمایم وتنها به این نکته بسنده می نمایم که اینجانب خود را فردی فرهنگی و دانشگاهی می دانم و همواره مسائل سیاسی را از بعد آکادمیک می نگرم وهیچگونه گرایش سیاسی به جناح ویا گروهی خاص ندارم، مقالاتم در زمینه های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، همچنین چگونگی حضورم در مجامع علمی و دانشگاهی تاییدی بر این مداست.
البته متاسفم از اینکه مشاور محترم رئیس جمهور به جای قبول برخی از اشتباهات و کوتاهی خود در خانواده سعی وافر دارند با مصاحبه های متعدد اصل فوق را مستتر نمایند.
6- آقای کلهر در بخشی از مصاحبه خود از مقطع 1384 ( شروع ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد ) و جدایی ما صحبت کرده اند، در حالی که اواخر سال 1386 که ایشان دچار مشکل قلبی شدند و در بیمارستان شریعتی تهران بستری گردیدند نامه موافقت عمل جراحی قلب باز ایشان را اینجانب امضا و اعلام موافقت به عنوان همسر نمودم و در حال حاضر امضای فوق در پرونده بیمارستان وجود دارد. ضمن اینکه بسیاری از دولتمردان ، مشاوران و وزرا ضمن عیادت از نامبرده، بنده را در حال انجام وظیفه مراقبت و کمک به پرستاری درکنار تخت ایشان درICU این بیمارستان رویت فرموده اند و بخشی از عیادت کنندگان هم در خانه فعلی که زندگی می کنم به دیدار ایشان آمدند. بنابراین ما چگونه از یکدیگر جدا بودیم؟
علاوه بر این ما به عنوان والدین در تابستان 1386 دو دخترمان (شفق و سحر خانم ) را به سلامتی به خانه بخت فرستادیم و مراسمی جهت هر دو در تالار پذیرایی نهاد ریاست جمهوری بسیار خوب و خوش برگزار کردیم چگونه هیچکدام از اقوام، مهمانان و ... حتی دخترانمان از جدایی ما مطلع نشدند؟!
7- آقای کلهر در اواخر سال 1386 جهت اینجانب اقدام به دریافت گذرنامه و ثبت محضری زوجیت نمود، چگونه در صورت جدا بودن قانونی این امر میسر است؟ ( به شماره 13045798 مورخ 1386.12.12) آقای کلهر در مصاحبه ای دیگر از سفر طولانی اخیر من و دخترشان نرگس سخن گفته اند. چگونه در حالی که موظفم هر روز در اداره کارت حضور و غیاب خود را مکتوب نمایم ساکن خارج از ایران هستم و یا بوده ام؟
مدارک حضورم در بخش معاونت آموزش و پژوهش صدا و سیما و جدول تدریس هایم درمراکز علمی نشانه حضور مستمرم در این سالها در ایران است به همین گونه در مورد دخترم نرگس به این دلیل که ایشان تا همین یک ماه قبل در کسوت دانشجویی، ملزم به حضور در کلاس های درس بوده و اینکه ما دو نفر درخارج از کشور به سر برده ایم کذب محض است. (مدارک حضور ما دو نفر در سازمان صدا و سیما و موسسه آموزشی کمال الملک نوشهر) موجود و قابل رویت است.
در پایان متاسفم از اینکه آقای مهدی کلهر نه به عنوان همسری که پیمان ازدواجمان در مهرماه 1353 انعقاد یافت و یا نه به این عنوان که مادر سه فرزندش هستم و سالهایی طولانی همواره مدافع و حامی سرسختش بودم ( به شهادت تمامی آنهایی که ما را میشناسند) بلکه با این گلایه مندی که افرادی در مقام ایشان باید الگوی مثبت و شاخصی جهت دیگران به خصوص قشر جوان جامعه باشند سخنانم را به پایان می برم و به عنوان فردی فرهنگی و دانشگاهی از دولتمردان که در رده های آقای کلهر هستند تقاضا می نمایم با هیچ توجیه و دلیلی خود را از واقعیات و حقایق دور نکنند و تلخی موقت قبول اشتباه را هرگز با شیرینی اگر چه گذرا لکن کاذب معامله نفرمایند.
پشت پرده صدور حکم اعدام برای محمدرضا زمانی
از فردای آن روز تمرین های فشردۀ بردیا آغاز شد. از ساعت 9 صبح تا ناهار و بعد از ناهار تا شب. هر روز با حضور در اتاقی که در اختیار او و افرادی که قرار بود در دادگاه صحبت کنند تمرین می کرد که چه حرفهایی را در دادگاه بزند.
اولين بار که ديدمش چهرهاش برايم آشنا آمد. سر صحبت که باز شد فهميدم کوچکترين آشنايی با هم نداریم. برديا (محمدرضا) به اتهام عضويت در انجمن پادشاهی از فروردين ماه (تاکيد میکنم از فروردين ماه)، به همراه آرش و خواهر باردار آرش، پيمان و همسرش و چندین جوان دیگر بازداشت شده بودند.
به فضای زندان عادت کرده بود. برخلاف من که هنوز نتوانسته بودم خودم را با محیط داخل وفق دهم. امیدوار بود با همکاری قبلی که با وزارت اطلاعات در تهیه فیلمی که چند ماه قبل در مورد انجمن پادشاهی انجام داده بودند، حکم سبکی برایشان صادر شود. دلش برای بیرون، برای خانواده و در یک کلام برای زندگی تنگ شده بود. اما به قول خودش چاره ای نداشت جز این که به روی خودش نیاورد و دیگر روزها را هم نشمارد.
من و سلول جدید و هم بندی ای که هیچ نسبت فکری با او نداشتم. او از من در بارۀ انتخابات پرسید و حوادث بعد از آن. خبر چندانی نداشت از بیرون. من هم از مرام انجمن پادشاهی پرسیدم و اتهاماتش. می گفت هیچ اقدامی انجام نداده اند. تنها چیزی هم که از او دارند حرفها و داستان پردازی هایی بود که در جمع دوستانش با هم کرده بودند. هیج اقدام امنیتی انجام نداده بود. من هم با توجه به این که کاری انجام نداده و قبل از هر اقدامی بازداشت شده گفتم اتهام محاربه در موردش صدق نمی کند.
تا این که یک روز نگهبان در سلول را باز کرد و بردیا را صدا کرد. ظاهرا کارشناس پرونده اش با او کار داشت. تصور همه ما در سلول این بود که قرار است برایش قرار ملاقات حضوری با خانواده تعیین شود. کما این که مدتها بود کسی به سراغش نمی آمد. وقتی برگشت اما خیلی درهم بود. گفت دادگاهش قرار است آخر هفته برگزار شود. کارشناس پرونده به او قول داده که اگر در این دادگاه همکاری کند در صدور حکم کمکش می کنند. قول داده بود وزارت اطلاعات با ارتباطی که با قاضی دارد برایش تخفیف وِیژه بگیرد. او هم دودل بود که این پیشنهاد را بپذیرد یا نه..
در نهایت بردیا که دستش از همه جا بریده بود تصمیم گرفت به امید ایجاد روزنه ای همکاری کند و وارد بازی کثیفی شود که واقعا نمی دانست انتهایش به کجا ختم خواهد شد و چه خوابی برایش دیده اند. همان روز از سلول بغلی با خبر شدیم که دادگاه دوم انتخابات در آخر هفته برگزار می شود. وقتی از بردیا در مورد ربط دادگاهش با دادگاه انتخابات پرسیدم او هم ابراز بی اطلاعی کرد. فقط می خواست دادگاه برگزار شود تا به قول خودش شرش کنده شود. با خبر تعویق دادگاه دوم به هفته بعد و بعد اعلام کارشناس پرونده بردیا به او که چند روز وقت بیشتری برای تمرین دارد، می شد حدس زد قرار است چه سناریویی راه بیفتد.
از فردای آن روز تمرین های فشردۀ بردیا آغاز شد. از ساعت 9 صبح تا ناهار و بعد از ناهار تا شب. هر روز با حضور در اتاقی که در اختیار او و افرادی که قرار بود در دادگاه صحبت کنند تمرین می کرد که چه حرفهایی را در دادگاه بزند. گاه ناهماهنگی کسانی که بر سر تمرینش می آمدند خسته اش می کرد. یکی خودش را یک مقام بلند پایه اطلاعات معرفی میرد، یکی سرتیم بازجوهای اوین، یکی نماینده .. و در نهایت خود کارشناس پرونده اش. هر کدام خواسته ای داشتند. جالب آن که از انتخاب وکیل هم محرومش کردند و تنها دو روز قبل دادگاه در حد نیم ساعت موفق به زیارت وکیل تسخیری اش شد!
سر انجام روز قبل دادگاه فرا رسید. این بار بعد از ناهار دنبال او آمدند. به تمرین رفت و تا آخر شب خبری از او نشد. آخر شب که آمد گفت برای تمرین نهایی او را به مجتمع امام خمینی که قرار بود فردا دادگاه در آنجا برگزار شود برده اند. بسیاری از شخصیت های امنیتی از قبیل دادستان وقت کل کشور، قاضی سعید مرتضوی- دادستان تهران، یکی از معاونین وزارت اطلاعات و .. همان شب به دادگاه آمده بودند تا آخرین تمرین آنها را ببینند. ماجرای روز دادگاه رو هم که حتما بهتر از من خبر دارید.
همان شب بردیا به یکی از مسولین نزدیک شده بود و گفته بود "حاج آقا ما همکاری می کنیم اما تو رو خدا در صدور حکم توصیه بفرمایید". این آقای مسئول هم گفته بود خیالت راحت. طرف حساب تو من هستم. تو کارت رو انجام بده باقی با من. بیچاره بردیا چه امیدی بسته بود به قول آن مسئول نامسئول. وقتی خبر صدور حکم اعدام رو شنیدم غم سنگینی به دلم افتاد. محمدرضا و آرش قربانی بازی کثیفی شدند که مسئولین امنیتی کشور که باید حافظ جان و مال شهروندان باشند و در راس آنها سعید مرتضوی به راه انداختند. برای آن که با موسوی تسویه حساب کنند تلاش کردند گروهی را که ربطی به انتخابات نداشت را به انتخابات منگنه کنند و چند جوان هم قربانی این خیمه شب بازی شدند.
اما آرش که برای او هم حکم اعدام صادر شد. خواهرش یک هفته بعد از آزادی با وثیقه، فرزندی را که در شکم داشت از دست داد و مسئولین زندان دادن این خبر را به آرش بعد از دادگاه دادند تا مبادا در همکاری او خللی ایجاد شود. هیچوقت آرزوی بدی برای کسی نداشتم. اما این بار از صمیم دل آرزو کردم کسانی که این نمایش ناجوانمردانه را به راه انداختند در همین دنیا تاوانش را پس بدهند. از قاضی که برای ایجاد رعب حکم اعدام صادر کرد تا دادستانی که از دادستانی رفت و تا کارشناسانی که برای نشان دادن لیاقت خود به مافوقشان با سادگی و صداقت این پسر بازی کردند.
از خدا می خواهم تاوان کارشان را در همین دنیا به آنها بچشاند تا همه ما یادمان بماند که نمی توان ظلمی در حق کسی کرد و منتظر عواقبش نبود.
این فرد دلیل این خودسوزی را عدم توانایی امرار معاش و عدم موافقت مسولان با درخواست وام اعلام کرد.
روز گذشته فردی که قصد داشت مقابل مجلس شورای اسلامی دست به خودسوزی بزند دستگیر شد. این فرد دلیل این خودسوزی را عدم توانایی امرار معاش و عدم موافقت مسولان با درخواست وام اعلام کرد.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، این فرد 55
ساله که قبلا راننده خودروی سنگین بوده پیشتر به دلیل فنی خودروی خود را
از دست داده و به دلیل اینکه نتوانسته برای تأمین زندگی خود وامی را
دریافت کند، تصمیم به خودسوزی مقابل مجلس شورای اسلامی گرفته بود.
این
مرد گنبدی، بارها از گنبد تا تهران آمده بود و با مراجعه به نهادهای مختلف
کشور قصد فراهم کردن یک وام برای تهیه خودرو و تأمین زندگی خود را داشت.
بنابر
این گزارش، این فرد که توسط گشت پلیس به همراه یک و نیم لیتر بنزین دستگیر
شده بود در بازجویی خود ادعا کرده به دلیل اینکه پس از مراجعه به دفتر یکی
از مقامات نتوانسته بود نتیجهای را به دست آورد تصمیم به خودکشی و
خودسوزی مقابل مجلس گرفته بود.
این فرد دستگیر شده در وصیتنامه خود، علت این اتفاق و خون خود را به گردن افرادی که با وام وی موافقت نکردهاند انداخته بود.
بولتن محرمانه سپاه منتشر کرد: میردامادی بازجویانش را نصیحت می کند
یکی از بولتنهای خبری دفتر سیاسی سپاه که تحت عنوان "بصیرت" و به صورت محرمانه منتشر می شود، در شماره اخیر خود فاش ساخت که کودتاگران به شدت از مقاومت دبیرکل، معاونان و اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت که در اسارت به سرمی برند، خشمگین شده اند.
به گزارش نوروز، بولتن محرمانه بصیرت در
شماره اخیر خود افشا کرد که پس از 120 روز از اسارت دبیرکل جبهه مشارکت
ایران اسلامی در سلول انفرادی، دکتر میردامادی همچنان به نصیحت و پند و
اندرز بازجویانش می پردازد و می کوشد به عنوان فردی موثر در عرصه های
مختلف انقلاب، آنان را راهنمایی کند.
این نشریه همچنین افشا کرده است که "مقامات مرتبط با پرونده" از این وضعیت بسیار نا خشنود هستند.
این
بولتن همچنین با اشاره به گذشت ماه ها از حبس دکتر محسن میردامادی؛
دبیرکل، دکترعبدالله رمضان زاده؛ قائم مقام، مهندس صفایی فراهانی، معاون و
دکتر مصطفی تاج زاده عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت از پافشاری این افراد بر
مواضع اصلاح طلبانه خود و تاکیدات آنان بر انحرافات موجود ابراز خشم کرد.
دفتر
سیاسی سپاه که نقش موثری در هدایت مخالفان اصلاحات ایفا می کند تحت
مسئولیت سردار سرتیپ یدالله جوانی قرار دارد. یکی از وظایف این دفتر
انتشار نشریات و بولتن هایی است که تقریبا مشابه جریده کیهان هستند.
همچنین نشریه صبح صادق که به سردبیری سرهنگ پاسدار سیامک باقری منتشر می شود نیز از دیگر محصولات این دفتر است.
نگاه تحلیلی به شعارهای جنبش سبز
"برخی شعارهای روز قدس پاسخ به انحرافاتی بود که در اصول و آرمانهای اولیه انقلاب ايجاد شدهاست." / "مطالبه حداقلی جنبش سبز "حق بدیهی حیات" است." / "چند سالی است که دیدگاه اقلیتی که به برخی اصول قانون اساس رای منفی دادند در حاکمیت اجرا میشود." / "مردم ايران همكاریهای دولتهای چين و روسيه را در راستای نقض استقلال و مترادف با تضییع حقوق و منافع ملت ايران ارزيابی میكنند." / "اگر دولت ایران ابهامات در مورد تفاوت کمک به بازسازی خرمشهر و بم با بازسازی بیروت را حل کند برخی از شعارها خود به خود حذف خواهد شد.
كل متن در ادامه مطلب
>>> ادامه مطلب <<<
2-شعار نويس روي پول ها
پس از پلمپ دفتر مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتمادملی و دفتر این حزب، اعضای شورای مرکزی حزب تصمیم گرفتند که بعد از مدت ها با دبیرکل دیدار کنند، اما با فشار ماموران امنیتی از این دیدار جلوگیری شد.
به گزارش تغییر، قرار بود که دیشب مهمانی ای با حضور اعضای شورای مرکزی و مهدی کروبی در منزل رسول منتجب نیا، قائم مقام دبیرکل برگزار شود که ماموران امنیتی ساعت ۳ بعدازظهر دیروز با منتجب نیا تماس گرفتند و تهدید کردند که در صورت برگزاری این مهمانی برخی از اعضای شورای مرکزی دستگیر خواهند شد.
با توجه به اینکه این جلسه، صرفا یک مهمانی ساده بود، تصمیم گرفته شد تا برای جلوگیری از تنش بی فایده این جلسه لغو شود تا در آینده نزدیک اقدام مقتضی صورت گیرد.








